|
بزرگترین وحشت بچه این است که دوستش نداشته باشند، از همه بیشتر از این می ترسد که رانده شود. هر کس تا اندازه ای، کمتر یا زیادتر رانده شده است و خشم از آن ناشی می شود و خشم آدم را برای انتقام گرفتن به ارتکاب جنایتی وا می دارد و با جنایت خطا پیش می آید... و این داستان بشریت است. اگر انسان از سوی کسانی که دوستشان دارد، رانده نمی شد، آن چیزی نمی شد که در حال حاظر هست. شاید عدم توازن های کمتری می داشت و اطمینان دارم که در آن صورت دیگر وجود زندانها ضروری نمی بود و نقطه ی آغاز از همان جاست.
+ تاريخ شنبه 13 مهر1387 | ساعت2:56 | به قلم سوسن
میخواستم به تو بگویم میخواستم بگویم
+ تاريخ شنبه 13 مهر1387 | ساعت2:54 | به قلم سوسن
... یخ می خورد کسی که ... + تاريخ شنبه 13 مهر1387 | ساعت2:52 | به قلم سوسن
+ تاريخ سه شنبه 2 مهر1387 | ساعت23:45 | به قلم سوسن
هرگز تورا فراموش نخواهم كرد حتی اگر مرا از یاد ببری و هرگز از تو رنجور نخواهم شد... چرا كه تورا دوست دارم دیوانه وار عاشقت شدم... چرا كه مهربانی را در وجودت دیدم با چشمانت وجودم را دگرگون ساختی... و اگر تو نبودی هرگز عاشق نمی شدم قلب من از عشقت روی گردان نخواهد شد سوگند كه در وجود تو سرنوشت من نوشته شده است و اگر با مژگانت اشاره ای كنی فرسنگها راه خواهم پیمود چرا كه شب عشق بسیار طولانی است و در قلبم آرزوی تو می سوزد آنگاه که از برابر دیدگانم دور شوی خورشید وجودت پنهان می گردد و ابرهای غم و اندوه مرا در بر می گیرند و به دنیای غریبی می برند. همیشه در قلبم حضور داری... و عشقت زندگی ام را گل باران کرده است. تمامی این دنیا را با قلبی پر از رمز و راز به دنبالت طی کرده ام همیشه به انتظار آمدنت خواهم ماند این جا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست!!! به من نگو كه چگونه بی تو زیستن را تمرین كنم... مگر ماهی بیرون از آب می تواند نفس بكشد؟ مگر می شود هوا را از زندگی من حذف كنی و من زنده بمانم؟!؟ بگو معنی تمرین چیست؟ بریدن از چه چیز را تمرین كنم؟ بریدن از خودم را؟ مگر همیشه به تو نگفتم كه تو پاره ای از تن منی؟ از من نپرس كه اشكهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم! همه می دانند كه دوری تو روحم را می آزارد... تو، خود پروانه ها را به من سپردی كه مهمان لحظه های بی كسی ام باشند. نگاهت را از چشمم بر ندار... مرا از من نگیر هوای سر د اینجا را دوست ندارم... مرا عاشقانه در آغوش بگیر كه سرما و تنهایی...
+ تاريخ سه شنبه 2 مهر1387 | ساعت23:40 | به قلم سوسن
كسی با سكوتش مرا تا بیابانهای بی انتهای جنون برد كسی با نگاهش مرا تا درندشت دریای خون برد مرا باز گردان مرا ای به پایان رسیده آغاز گردان
+ تاريخ سه شنبه 2 مهر1387 | ساعت23:34 | به قلم سوسن
می خوام ۱۰۰۰۰۰۰۰۰ سال عمر کنی تا...
اميدوارم هميشه و همه جا با هم باشيم...
+ تاريخ دوشنبه 1 مهر1387 | ساعت3:11 | به قلم سوسن
|
نوشته هاي گذشته ايميل برگ اول خاطراتم آرشیو آذر 1388 آبان 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 موضوعات .:.سیما جون تولدت مبارک.:. ×عـــشق من بهت تبـــریـک میــگم× 2 مهر... تولدم!!! به قلم سوسن سوسن لینک ها LoVinG BlOg مرکز دانلود و بانک مقالات وبلاگ انگليسی برای علاقمندان (Just English) يه جايي واسه عاشقاي دلتنگ دودره ها به بهشت نمي روند!!! ~ رويـــــای خيـــــس ~ * قطره هاي باران * بي تو هميشه بارانيم خودماني تر بزرگترين وبلاگ تفريحي ايرونيا .:. رك و پوسكنده .:. از دل تا قلم یادداشتهای من كلوب هواداران شادمهر، سلطان پاپ عاشقان شادمهر پيشنهادهای یك كتاب جيبی! چند قدم نزديكتر به خدا درد دلهای پاييزی پسران زشت ايرانی (آنتی بوی) رقص چشمات من آغوش اونو گم كرده بودم (بچه منفی) *** من بی تو تنهام *** ساحل وجود *دلتنگی* شهری در انتها يك پيرو از جنس احساس (عشق و ديگر هيچ... ) زوربا بهتـــرين قالبهای وبلاگ هواداران سياوش خيرابی و محسن افشانی انگليسی،آموزش،زبان شناسی،ادبيات حكومت ایران (يك آزاديخواه ايرانی) 1000 راه نرفته ஜ☆ღ•* عشق آریایی ஜ☆ღ• ღ بـــا تـــو بـــــــودن ღ ܨܓܨܓܨآبی تر از آسمان!ܨܓܨܓܨ ..یالان دونیا.. طراح قالب |